فصل سوم
عوامل نجات از زلزله
قرآن كريم ، عوامل زيادي را به عنوان عامل نجات معرفي مي نمايد كه مهم ترين آنها را اين قرار است:
1- ايمان :
قوم يونس ايمان آوردند و عذاب حتمي از آنان برگشت و نجات يافتند:
فلو لا كانت قريه آمنت فنفعها ايمانها الا قوم يونس لما آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزي في الحيوه الدنيا و متعناهم الي حين(112)
((چرا هيچ شهري ايمان (به موقع و قبل از مرگ ) نياوردند كه ايمانشان نفعشان بخشد؛ مگر قوم يونس
، وقتي كه ايمان آوردند، عذاب خار كننده دنيوي را از آنان بر طرف كرديم و تا وقت معلومي فرصتشان
داديم .))
2- تسبيح و اعتراف به گناه خود:
پيامبر قوم يونس گرفتار مجازات الهي شد و در شكم يك ماهي (نهنگ ) زنداني گشت و آنگاه به ياد
خدا افتاد و به يگانگي و منزه بودن خدا از نقص و ظلم و به مقصر و ظالم بودن خودش اعتراف كرد و
نجات يافت ، و هر كس چنين اعتراف كند و اين ذكر را (زياد) بگويد، او نيز نجات مي يابد:
فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين ، و نجيناه من الغم و كذلك ننجي
المومنين(113)
3- تقوا:
تقوا يعني خود نگه داري از گناهي كه اكثر جامعه در آن غرق هستند و قرآن در چند آيه شريفه ، تقوا
را همراه ايمان ، عامل نجات حضرت صالح (ع) و همراهانش از زلزله قوم ثمود معرفي مي نمايند:
و انجينا الذين آمنوا و كانوا يتقون (114)
((نجات داديم كساني را كه آوردند و تقوا پيشه كردند.))
4- توبه و استغفار:
تنها داروي حقيقي گناهان فردي و اجتماعي ، فقط استغفار و توبه حقيقي است . قرآن نيز به همين
مطلب راهنمايي مي فرمايد: حضرت صالح قوم خود را به استغفار و توبه دعوت كرده و مژده اجابت
پروردگار را مي دهد: فاستغفروه ثم توبوا عليه ان ربي قريب مجيب(115) ، ولي قوم او قبول نمي كنند. در آيه ديگر نيز استغفار را زمينه رحمت الهي براي يك قوم گنهكار بيان مي كند:
لولا تستغفرون الله لعلكم ترحمون (116)
((چرا استغفار و طلب بخشش نمي كنيد؛ شايد مورد رحمت قرار گيريد.))
حضرت علي (عليه السلام ) نيز دو علت را باعث امان از نزول عذاب براي امت اسلام معرفي مي
فرمايند:
((يكي وجود مبارك پيامبر (ص) بود كه تا در ميان امت بودند، رحمه للعالمين و مانع نزول عذاب بودند، ولي از دست رفت ؛ دومي استغفار است كه فرمود: استغفار را ترك نكنيد تا بلا نازل نگردد.))
امام علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايند: (117)
((خداوند مادامي كه تو (پيامبر (ص)) در ميان آنها هستي، عذاب كننده آنها نخواهد بود و نيز تا زماني كه استغفار كنند، خداوند آنها را عذاب نخواهد كرد.)) و اين استغفار بهترين راه نجات خدا براي امت اسلام است.
5- دعاي خالصانه :
خداوند مي فرمايند: عده اي وقتي گرفتار بلا مي شوند و در كشتي ، دچار طوفان (يا در هواپيما
دچار سقوط، يا در ماشين دچار تصادف و يا...) مي گردند، خدا را با اخلاص و با قطع اميد از هر
نجات بخشي مي خوانند و فقط خدا را عامل نجات مي دانند و از او نجات مي طلبند و لذا دعاي خالصانه آنها مستجاب مي شود، ولي وقتي آنان را نجات داديم، باز مشرك شده و بر آن اخلاص و توجه به خدا و دعاي خالص باقي نمي مانند و شكر آن را نيز به جاي نمي آورند و دوباره از خدا روي گردان مي شوند:
و اذا مسكم الضر في البحر ضل من تدعون الا اياه فلما نجكم الي البر اءعرضتم و كان الانس كفورا
اءفاءمنتم ان يخسف بكم جانب البر(118)
((وقتي شما را سختي و رنج در دريا درك مي كند، غير از خدا همه چيز از نظر شما دور (و گمراه ) مي گردد، اما وقتي شما را به خشكي نجات داد، از خدا روي گردان مي شويد و انسان ، بسيار ناسپاس است. آيا ايمن هستيد كه (براي اين روي گرداني بعد از نجات و درك قدرت خدا) شما را در همان خشكي (كه به آن بيش از خدا اعتماد داريد و به جاي خدا به آن دلبسته و مطمئن مي گرديد) فرو برد؟!))
يعني خدا، خشكي را مثل آب برايتان نرم و مايه غرق شدن قرار دهد تا بدانيد كه نگه دارنده و نجات
بخش شما در خشكي و دريا و همه جا و همه وقت خداست و لذا بايد به او دل ببنديد. معلوم مي شود شرك در قلب و دل بستن به عوامل مادي و نداشتن بينش توحيدي ، آن هم بعد از تجربه معنويت و امداد الهي، يكي از علل مهم بلا و خسف مي باشد.
6- نهي از منكر
قرآن، نهي از منكر و بر خلاف جهت جامعه گنهكار حركت كردن و باز داشتن آنان را، مايه نجات
فرد نهي كننده از منكر مي داند و در صورت قبول نهي از منكر، قطعا جامعه نيز نجات مي يابد:
فلما نسوا ما ذكروا به اءنجينا الذين ينهون عن السوء(119)
((وقتي آنچه را كه ياد آور شده بودند، فراموش كردند، آنهايي را نجات داديم كه از بدي نهي مي
كردند.))
همچنين مي فرمايد:
فلو لا كان من القرن من قبلكم اءولو بقيه ينهون عن الفساد في الارض الا قليلا ممن اءنجينا منهم(120)
((چرا از اقوام گذشته افرادي نبودند كه از فساد در روي زمين نهي كنند؛ مگر كمي از آنها كه نجاتشان
داديم. ))
قرآن به شدت از كم بودن افراد ناهي از منكر انتقاد مي كند، و رسولان الهي را كه رسالت خود را به
انجام برسانند و جامعه را از غير توحيد نهي كنند و به عبادت نمايند، جزو نجات يافتگان حتمي معرفي
مي كند. بدين ترتيب ، كساني كه رسالت پيامبران را انجام دهند و افرادي كه به آنان ايمان بياورند، جزو
نجات يافتگان حتمي بلا و زلزله خواهند بود:
ثم ننجي رسلنا و الذين آمنوا كذلك حقا علينا ننج المومنين(121)
((سپس فرستادگان و ايمان آورندگان را نجات بخشيديم و همان طور بر ما واجب است كه مومنان
را نجات بخشيم .))
حضرت علي (عليه السلام ) نيز در نهج البلاغه علت هلاكت تمام اقوام گذشته را ترك نهي از منكر
و امر به معروف معرفي مي فرمايند:
((خداوند سبحان ، مردم روزگاران گذشته را لعن نكرد، مگر براي ترك امر به معروف و نهي از منكر،
پس بي خردان و سفيهان گنهكار را براي نافرماني و علما را براي ترك نهي از منكر ديگران، لعنت كرد .)) (122)
گفتني است ترك تمامي عوامل زلزله زا و بلا آور، باعث رفع زلزله خواهد شد. پس مي توانيم بگوييم
كه علم نمي تواند جلو زلزله و بلايا را بگيرد، ولي ايمان مي تواند. ايمان نه تنها بلا را دور مي كند، بلكه به جاي بلا، بركت را نيز جلب مي نمايد:
و لو اءن اهل القري آمنوا و اءتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض ولكن كذبوا فاخذنهم بما
كانوا يكسبون اءفاء من اهل القري ان ياءتيهم باءسنا ضحي و هم يلعبون(123)
((اگر اهل آبادي ها ايمان آورده و از گناهان پروا كنند، حتما برايشان بركت هايي از آسمان و زمين
مي گشاييم ، ولي تكذيب كردند و ما براي اعمالشان گرفتارشان كرديم . آيا اهل آبادي ها ايمن هستند
كه (زلزله ، بلا) چنان غافگيرانه آنان را دريابد كه شب در خوابند؟ و آيا ايمن هستند كه عذاب آنان را
روز هنگام كه مشغول بازي هستند (انواع بازي مثل بازيگري براي فيلم ، فوتبال ، دنيا و هر نوع مشغوليت از خدا) دريابد؟ آيا از مكر خدا ايمن هستند؟ از مكر خدا ايمن نمي شوند، مگر قوم زيانكاران . آيا با آناني كه زمين را بعد از ديگران به ارث مي برند، نرسيده كه اگر بخواهيم ، آنان را نيز در مقابل گناهانشان مورد اصابت بلا قرار مي دهيم و بر قلب هايشان مهر مي زنيم ، پس نمي شنوند.))(124)
چند عمل نجات بخش از زلزله
در آخر مطالب مربوط به عوامل نجات از عذاب ، خصوصا زلزله ، چند حديث را نقل مي كنيم كه اذكار و اعمال خاصي را در موقع زلزله معرفي مي نمايد.
امير المومنين(عليه السلام ) موقع زلزله اين دو آيه شريفه را قرائت مي فرمودند:
ان الله يمسك السموات و الارض ان تزولا و لئن زالتا ان اءمسكهما من اءحد من بعده انه كان حليما
غفورا(125)
((همانا خداوند، آسمان ها و زمين را از نابودي نگه مي دارد و اگر بيفتند، احدي غير از خدا نمي
تواند آن دو را نگه دارد، چون او حليم و بخشنده است.))
و يمسك السماء ان تقع علي الارض الا باذنه ان الله بالناس لروف رحيم(126)
((و آسمان را از افتادن بر روي زمين نگه مي دارد، مگر اين كه با اجازه او (صورت گيرد)؛ چرا كه
خداوند بر مردم دلسوز و مهربان است .))
اعمال ضد زلزله
علي بن مهزيار مي گويد: به امام ابا جعفر(عليه السلام ) نامه اي نوشتم و از زلزله زياد در اهواز به
ايشان شكايت كردم و عرضه داشتم : آيا صلاح مي دانيد كه از اهواز كوچ كنيم ؟
در جواب فرمودند: ((از آن جا نرويد؛ روز چهارشنبه ، پنج شنبه و جمعه را روزه بگيريد و غسل كرده و لباس هايتان را پاك كنيد و روز جمعه بيرون بياييد و دعا كنيد كه خداوند از شما زلزله را رفع نمايد.
هر كسي از شما كه گنهكار باشد، پس به سوي خداوند سبحانه و تعالي توبه كند و بر آنان دعاي خير
بنمايد. (127)
سليمان ديلمي مي گويد: از ابا عبدالله امام صادق (عليه السلام ) از علت زلزله سوال كردم .
فرمودند: ((آيت و نشانه است ))
گفتم : سبب آن چيست !
فرمودند: ((خداوند تبارك و تعالي بر هر كدام از رگه هاي زمين ، ملكي را موكل نموده است ، پس
وقتي بخواهد قطعه اي از زمين را بلرزاند، به ملك موكل آن رگه زمين امر مي نمايد و آن ملك ، آن
زمين را با اهلش مي لرزاند.))
پرسيدم : وقتي زلزله رخ داد، چه كار كنيم ؟
فرمودند: نماز آيات را به جاي آور. وقتي تمام شد، به سجده افتاده ، در سجده اين گونه بگو:
يا من يمسك السموات و الارض ان تزول و لئن زالتا ان اءمسكها من اءحد من بعده انه كان حليما غفورا اءمسك عنا السوء انك علي كل شي ء قدير (128)
((اي كسي كه آسمان ها و زمين را از افتادن باز مي داري ! و اگر بيفتند، جز او كسي نمي تواند حفظ
كند؛ چرا كه او حليم و غفور است ، از ما بدي را باز دار، چون تو بر هر چيزي تواناتر از ما هستي.))
امام صادق (عليه السلام )فرمودند:
((هر كس در نمازهاي نافله، سوره زلزال را بخواند، از زلزله در امان مي ماند.)) (129)
در كتاب شريف توحيد مفضل آمده كه امام صادق (ع) فرمود:
عبرت وپند بگير از آن چه هنگام زلزله ها به مردم مي رسد، زيرا زمان كوتاهي دارد و به كسي مهلت
نمي دهد تا خانه خود را ترك واز آن فرار كند. اگر كسي بپرسد كه چرا زمين اين چنين مي لرزد؟
در پاسخ بايد گفت: زلزله ها و بلا هايي مانند آنها موعظه وپندي است تا چنان كه از آن فرار ميكنند از
گناهان نيز فرار كرده و پرهيز كنند.
امام صادق (ع): صاعقه به مومن و كافر اصابت مي كند ولي به كسي كه ذكر مي گويد برخورد
نمي كند.
امام صادق (ع) به نقل از پدران بزرگوارش مي فرمايد :
زلزله ها، كسوف وبادهاي ترسناك از علامت هاي قيامت است؛ هرگاه يكي از آنها پديدار شد قيامت را
به ياد آوريد و به مسجدهاي خود پناه بريد.
بر اهل بنش وفهم پوشيده نيست كه بهترين پناه گاه مسجد است؛ زيرا در آنجا كمتر نافرماني ومعصيت
خداوند مي شود. در تاريخ نيز موارد بي شماري وجود دارد كه در امت هاي گذشته هرگاه بلايي نازل مي شده مردم به مساجد ومكان هاي مذهبي پناه مي بردند و فطرت هركس در اين گونه مصيبت ها
خواه ناخواه به سمت خداوند كشيده مي شود كه مظهر آن مساجد است. هم چنان كه در شهر مكه
معظمه هرگاه خطري از سوي دشمن و يا بلاي مردم را تهديد مي كرد همگي به مسجدالحرام پناه مي بردند تا در آنجا امنيت داشته باشند.
نجات بواسطه اداي عبادت در سحر و طلوع فجر
يكي از راههاي نجات در زمان حادثه نماز و دعاي اول وقت در زمان طلوع فجر و درك سحر مي باشد
و خداوند عنايت ويژه اي در اين زمان براي بندگان خود دارد كه يكي از اين توفيقات نجات از حوادث
است. به استناد آيه 34 سوره قمر إنّا أرسلنا عليهِم حاصبا إلا آل لوط نجيناهم بسحر ((ما بر] سر [آنان
سنگبارانى ] انفجارى[ فروفرستاديم ] و [ فقط خانواده لوط بودند كه بواسطه سحر نجاتشان داديم.))
آل لوط به واسطه سحرخيزي و دعا و نيايش در طلوع فجر از نجات يافتگان شدند.
دو نمونه از مواردي كه سحرخيزي باعث نجات جان مومنان شده است در فصل خاطرات شاهدان
زلزله ها آورده شده است.

